بَجروان (قونسور،خیارک،شواَمرَن)

اجتماعی

سال دوم شماره ی 52

دیوان عشقلاتیه (6)

106

سلیم سلیم

قولاغوون دیبین دَلیم

107

گونده منه باش ویران، ایندی منه داش ویریر

ایندی منه د اش ویران، اؤزگَله ره باش ویریر

اؤزگه اگر داش ویریر، دردینه دؤزمه گ اُولار

باخ بورا سؤز بوردا دیر، داشلاری قارداش ویریر

108

ایلاهی بیزی

الفی گولوف

هه دَمده مه نی

دامنان داما

حَببه نی حوببه

قیزیلی قَزیل

گامیشی گوموش

قبیرسانی گولوستان

اوخویانلاردان خیلاص ائله

دسته گول محمدی قونسور.

109

ایلاهی بیزی

شّر شیطاندان

قوری بُوهتاندان

به ی لر عذابیندان

گُور غضبینده ن

خیلاص ائله

دسته گول محمدی قونسور.

110

اَیاغون توشرگَزلی اُولسون

آلنون ایشیق لی اُولسون

گؤزلرون نورلی اُولسون

اَلون قوّت لی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

ائوون  برکت لی اُولسون

عؤمرون خئیرلی اُولسون

سوفرون بُوللی اُولسون

اَته گون اوغول لی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

دُوداغون گولرلی اُولسون

گوندوز لرون سیجاق لی اُولسون

گئجه لرون اولدوزلی اُولسون

اولدوزلارون آیلی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

سَهَنگ لرون دُولی اُولسون

توپراق لارون سولی اُولسون

باغ  لارون گوللی اُولسون

اوجاغون کوللی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

بایدالارون سوتلی اُولسون

تاباغون چؤره کلی اُولسون

تندیرون کؤزلی اُولسون

دوز قابون دوزلی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

چؤره ک لرون یاغلی اُولسون

یاوان لیقلارون باللی اُولسون

بوخچالارون شاللی اُولسون

آد گونون شانلی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

اوتاق لارون فرشلی اُولسون

فرش لرون ناخیشلی اُولسون

ناخیش لارون باخیشلی اُولسون

باخیش لارون آخیشلی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

جیبون وارلی اُولسون

بالالارون بارلی اُولسون

آللاه سنه یارلی اُولسون

ناصیر سنه کارلی اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

*     *     *

دوسلارون بارلی بَره لی اُولسون

همیشه یاغلی تَره لی اُولسون

آخیر  سؤزوم بو اُولسون

هر نه اُولسا، خوش اُولسون

آی ائل آی اُوبا دئیین/ آی به ی آی گَلین/ تُویون موبارک اُولسون

عاریفه داداش دخت. قونسورکندی.

111

نیسیه

گیرمه ز کیسیه

112

هاوار

بیر دسته کاوار

113

هازار

قارنووا آزار

114

احمت احمت

سنه نه زحمت

115

پوروزه

گیر اوزه

116

گیردیم تندیره

سیلدیم

سوپوردوم

سیلکیندیم

چیخدیم

117

دبلیو دبیلو دات

یُورقانی گؤتور یات

118

یاریسی اوننوق اُولدی

یاریسی دننیک اُولدی

119

یئسون مالوندی

وئرسون آدوندی

قالسا یادیندی

120

آللاهین آدی

صؤحبتین دادی

121

یئتیم یاریماز

یاریسادا

قاریماز

122

آبی

یابی

123

آتانین تکجه آدی کّول بو دونیایه دَیَر

آتانین بیر باخیشی مولک سولئیمانه دَیَر

آتا بیر گولدی گولوستاندا اُونا تای اُولماز

آتانین عطری بوتون باغ و گولوستانه دَیَر

124

یاغیش یاغماسا دریانین سویون نئینیَم

گول اُولماسا باغیبانی نئینیَم

منیم بو قلبیمده اُولان سن سن

سن اُولماسون بو دونیانی نئینیَم

125

خانیم

سنه قوربان جانیم

126

آما گول

یامان گول

127

نسیری

باششاق اسیری

128

علی ولی

شَفت علی

129

ناشی

گَل باشیمی قاشی

130

علی ولی

کیلف علی

مهندس رحیم حاجی زاده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 11:45  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 51

اسناد

1- خانه ی قرآن در قونسور کندی (1)

خانه قرآن ثارالله(ع)

استان

اردبیل

شهر

اردبیل

دهستان

سردابه

روستا

کنسول کندی

مدیرمسئول

سلیم حاجی زاده

آدرس

روستای کنسول کندی

تلفن

04522592402

2- ایست گاه باران سنجی قونسور کندی

مختصات جغرافیایی ایست گاه های باران سنجی اداره کل هواشناسی استان اردبیل (2)

ردیف

نام ایست گاه

نوع ایست گاه

طول جغرافیایی

عرض جغرافیایی

ارتفاع

سال تاءسیس

آمار تکمیلی ایست گاه

42

کنسول کندی

باران سنجی

03/48

19/38

1890

1378

 

3- عضویت یک قونسورلو در جشن واره ی بین المللی خیام

«هوشنگ ذکاوتی کنسولکندی» عضو جشن واره ی بین المللی خیام. (3).

4- شرکت تعاونی دام داری سعادتی

شرکت تعاونی دام داران صنعتی و نیمه صنعتی،گسترش دام پروری صنعتی اردبیل. معرفی اعضای شرکت تعاونی (4):

رديف

نام و نام خانوادگي دامدار

ظرفيت دامداري

دام موجود

نام روستا

شماره تماس

گاو شيري

گوساله

بره

گاو شيري

گوساله

بره

52

الهويردي سعادتي

-

150

-

30

40

-

كنسول كندی

-

5- آشنایی با وبلاگ های بَجروان (قونسور، خیارک، شواَمرَن)

خیارک میهن بلوگ. کام.

وبلاگ «http://khiarak.mihanblog.com» تحت عنوان «تاریخچه روستای خیارک اردبیل، روستای خیارک روستایی در قلب بهشت» به مدیریت «محمد و بهار» عزیز منتشر شد. با عرض تبریک و آرزوی موفقیت بر «محمد و بهار» عزیز، آن ها را از زبان خودشان به شناسیم: سلام. من محمد متولد 20/1/1364 اردبیل و ساکن شهر اردبیل ! و بهار عزیزم متولد 8/4/1371 دانشجوی رشته کامپیوتر (نرم افزار) متولد و ساکن بهشهر مازندران در کنار هم و به کمک هم این وبلاگ رو با عنوان تاریخچه روستای خیارک ساختیم تا بتونیم کمی توو زنده نگه داشتن تاریخچه و سبز نگه داشتن اسم روستامون کمک کرده باشیم!!! امیدورایم که از حضورتون در کنار ما لذت ببرید راستی یادتون نره نظر بذارید و انگیزه ی ما رو بالا ببرید! متشکریم. (5).

ساوالان آنایوردوم میهن بلوگ. کام.

وبلاگ «http://savalanyordom.mihanblog.com» تحت عنوان «یاشاسین ساوالان ـ روستای خیارک» به مدیریت مهندس داود جهانی. با عرض تبریک و آرزوی موفقیت بر مهندس داود جهانی عزیز. (6).

6- کشته شدن راکب و تَرَک نشین موتورسیکلت در محور روستای خیارک  اردبیل

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس، در این حادثه که ساعت 22 و 30 دقیقه شب در محور روستای«خیارک اردبیل» رخ داد یک دستگاه وانت نیسان با یک دستگاه موتورسیکلت با دو تَرَک نشین برخورد کرد. در این حادثه راکب و تَرَک نشین موتورسیکلت مجروح و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست دادند. هر چند علت این حادثه ی دل خراش از طرف کارشناسان پلیس راه اردبیل در حال بررسی است ولی آن چه که در تردد با موتورسیکلت ضروری می باشد استفاده از کلاه ایمنی بوده که متاءسفانه راکب و تَرَک نشین موتورسیکلت موضوع تصادف از آن استفاده نه کرده بودند. توصیه می شود شهروندانی که در آمد و شدها از موتورسیکلت استفاده می کنند حتمن خود و تَرَک نشین از کلاه ایمنی که جلوی بسیاری از حوادث را می گیرد استفاده کنند. (7).

7- گاف سید کاظم موسوی نماینده اسبق اردبیل در مورد روستای خیارک

در شهریور سال 1390 در خبری تحت عنوان«مدیریت سیکل ترکیبی، نیروگاه اردبیل به فرزندان بومی استان منتقل شود» وزیر نیرو سخن رانی مبسوطی در اردبیل ایراد می فرمایند بعد «در ادامه سیدکاظم موسوی درارتباط با آب روستایی با اشاره به سخنان وزیر نیرو  ابراز داشتند ما در بعضی از روستاها نیاز شدید به آب شرب داریم و انتظار داریم حقابه اردبیل از قزل اوزن که مسائل حقوقی آن رفع گردیده با دستور جناب عالی شاهد شروع عملیات اجرایی آن باشیم.... سیدکاظم موسوی هم چنین از 10 میلیارد تومان اعتبار برای سد زراعی دهستان خیارک و بخش ثمرین و روستاهای حومه که بسیار حائز اهمیت بوده خبر دادند و اعلام نمودند...». (8). تا آن جا که ما می دانیم براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال های 65 و 66 مصوب هیئت دولت «خیارک» در مجموعه ی «دهستان سردابه» از بخش مرکزی شهرستان اردبیل است. دهستانی به نام «دهستان خیارک» نه داریم. به این می گویند نماینده ی آشنا به مسائل حوزه ی انتخابیه. با این حال این آروزی همه ی بَجروانی ها (قونسور، خیارک، شواَمرَن) است که «شهر بَجروان» به مرکزیت «خیارک» تاءسیس شود.

8- گاف فیروز احمدی معاون اسبق سیاسی امنیتی استانداری اردبیل در مورد روستای خیارک

روزنامه ی رسالت در تاریخ 30/6/88 صفحه 16 شهرستان ها نوشت: فيروز احمدی در جمع اهالی روستاي خيارک نمين اظهار داشت:« اردبيل- خبرنگاررسالت:معاون سياسی امنيتی استاندار اردبيل گفت: دولت تازه تشكيل يافته دهم از يک پشت وانه ی قوی مردمی و رهبری در حركت به سوی دست يافتن به چشم انداز20 ساله انقلاب برخوردار است. امروز دولت دهم با تجربه و پخته تر از دولت هاي گذشته به صحنه خدمت آمده است تا به تواند در يك عمر چهارساله توان و ابتكار خود را به نمايش به گذارد.».(9). فیروز داداش، داداش بزرگ وار «خیارک» نه در نمین بلکه در شهرستان اردبیل است. اعوذباللـه من ال بی خبرین.

9- مناقصه ی لوله گذاری خط انتقال آب بهسازی دو دهنه چشمه و احداث ایستگاه پمپاژ در روستای خیارک اردبیل

شرکت آب و فاضلاب روستایی استان اردبیل در نظر دارد انجام پروژه ای با مشخصات کلی ذیل را به مناقصه به گذارد:

ردیف

موضوع مناقصه

محل اجرای پروژه/شهرستان

مبلغ برآورد اولیه/ریال

مدت زمان اجرایی/ماه

مبلغ تضمین شرکت در مناقصه/ریال

نوع تضمین

شماره مناقصه

2

لوله گذاری خط انتقال آب بهسازی دو دهنه چشمه و احداث ایستگاه پمپاژ در روستا

 

خیارک اردبیل

3.512.459.922

 

 

 

 هشت

160.374.000

واریز نقدی یا ضمانت نامه بانکی

1390/6166/8

شناسه آگهی: 47775. نوع آگهی: مناقصه. عنوان آگهی: آگهی مناقصه عمومی تک مرحله ای (سه پاکتی). تهیه و ارسال اسناد: شرکت پارس نماد داده ها- تلفن 2 الی 88349671-021. مناقصه گزار: شرکت آب و فاضلاب روستایی استان اردبیل. شماره آگهی: نوبت اول 8/6162/1390. خلاصه: مناقصه، لوله گذاری داخل شبکه و... شرکت آب و فاضلاب روستایی استان اردبیل. شرح آگهی: شرکت فوق در نظر دارد انجام پروژه ای با مشخصات کلی ذیل را به مناقصه به گذارد: کارفرما و دستگاه مناقصه گزار: شرکت آب و فاضلاب روستایی استان اردبیل لذا از کلیه متقاضیان دارای صلاحیت در رشته آب برای انجام مناقصه فوق دعوت می گردد تا جهت دریافت اسناد حداکثر تا پایان وقت اداری روز پنجشنبه مورخه 21/7/90 به نشانی ذیل با هم راه داشتن کپی و اصل گواهی صلاحیت درخواست کتبی و اصل فیش واریزی به مبلغ یکصد هزار ریال برای هر مناقصه به شماره حساب جاری سیبا شماره 2175210801004 نزد بانک ملی شعبه اردبیل به نام شرکت فوق مراجعه نموده و قیمت پیش نهادی خود را حداکثر تا پایان وقت اداری روز یک شنبه مورخه 1/8/90 در یک پاکت سربسته لاک و مهر شده حاوی پاکات الف و ب و ج بطور محرمانه به همراه دیگر اسناد مورد نیاز به نحوی که در اسناد قید شده به نشانی کارفرما: اردبیل شهرک اداری بعثت شرکت فوق دبیرخانه حراست ارسال نمایند پیش نهادهای واصله در روز دوشنبه مورخه 2/8/90 در کمیسیون معاملات کارفرما مفتوح و خوانده می شود که حضور نماینده مطلع تام الاختیار از طرف هر یک از پیش نهاد دهنده گان در جلسه گشایش پیش نهادهای مالی با در دست داشتن معرفی نامه معتبرآزاد می باشد مدت اعتبار پیش نهادها تا پایان وقت اداری روز 2/11/90 می باشد تاءیید شرکت بازرسی و کنترل کیفیت مورد قبول کارفرما در مورد مصالح پروژه ها و خریدها الزامی بوده و هزینه مربوطه و هزینه درج آگهی ها و کسورات قانونی سهم پیمان کار بر عهده برنده مناقصه می باشد دیگر جزییات در اسناد مناقصه مندرج می باشد کارفرما در رد یا قبول هر یک از پیش نهادها مختار است متقاضیان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به نشانی کارفرما مراجعه نموده و یا با شماره تلفن های 14-7746013-0451 دفتر امور قراردادها تماس حاصل فرمایند. شرکت آب و فاضلاب روستایی استان اردبیل. شهرک اداری بعثت. قدس 18/7/90. برای سهولت در دریافت اسناد با شماره  تلفن های 7-88349676 بخش تهیه اسناد مناقصات پارس نماد داده ها تماس حاصل فرمایید. (10).

11- نتایج شمارش مرحله دوم آرا نهمین انتخابات مجلس در خیارک(11)

استان

حوزه اصلی

حوزه فرعی

شعبه

نام

نام خانوادگی

تعداد آرا

اردبیل

اردبيل- نمين- نير- سرعين

اردبیل

روستای خیارک

مصطفی

افضلی فرد

80

 

//

//

//

//

سید کاظم

موسوی

84

مهندس رحیم حاجی زاده

منابع

1- روستا نت ـ خانه های قرآنی روستایی. سایبری:. http://knti.ir.

2- اداره کل هواشناسی استان اردبیل. سایبری: .http://arww.ir.

3- سایبری: .http://www.focusteam.ir.

4- سایبری: http://tdsa.blogfa.com

5- سایبری: .http://khiarak.mihanblog.com.

6- سایبری:.http://savalanyordom.mihanblog.com.

7- سایبری: .http://www.khabaronline.ir.

8- هفته نامه چشمه اردبیل. یکشنبه ششم شهریور 1390. توسط اکبر جعفری ثمرین. مدیر مسوول و صاحب امتیاز هفته نامه چشمه اردبیل. سایبری: .cheshna.blogfa.com. 

9- بانک اطلاعات نشریات کشور. سایبری: .http://www.magiran.com.

10- شرکت آب فاضلاب روستایی استان اردبیل. سایبری: .http://www.parsnamaddata.com.

11- ستاد انتخابات کشور.سایبری: .http://portalelc.moi.ir.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 12:53  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 50

تورکی میخی

بنا به اخبار متواتر از معمرین قونسور، خیارک و شواَمرَن، جوینده گان گنج  یعنی حفاری کننده گان غیر مجاز گنج که در قبل و بعد از انقلاب به روستاهای منطقه می آمده اند اغلب با خودشان نسخه خوان کتاب نیز داشته اند. دیده شده که نسخه خوانان کتاب را باز کرده از روی نوشته های کتاب به خط میخی، تورکی خوانی کرده مکان های جغرافیایی منطقه را به دقت مشخص می کرده اند تا محل حفاری گنج را دقیقن روشن کنند. این روایت مشخص می کند که طیفی از کتاب های گنج به خط تورکی میخی بوده اند. 

کاندیداتوری مهندس رحیم حاجی زاده در انتخابات مجلس هشتم ۱۳۸۶

تابناک. بيش از 7 هزار نفر در سراسر كشور برای شركت در هشتمين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامي ثبت نام كردند. به گزارش خبرگزاری فارس در پايان ثبت نام از داوطلبين شركت در هشتمين دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی طبق آمار اعلام شده از سوی وزارت كشور 7200 نفر نام نويسی كردند. كار بررسی اوليه صلاحيت‌های داوطلبين ادامه دارد. اسامی داوطلبينی كه در زير آمده است هنوز بررسی صلاحيت نه شده‌اند، بخش اول اسامی داوطلبين شركت در انتخابات در زير می ‌آيد و بخش دوم آن نيز متعاقبن ارسال خواهد شد.

اسامی  کاندیداهای مجلس هشتم از استان اردبيل - حوزه انتخابيه ی اردبيل و نمين ‌و نير       
محمد آبادی، بابک آذرباد، رشيد اسماعيلی مراللو، كمال‌الدين پيرموءذن، عسگر جاويد سولا، سيامك جدی‌ رحيم بگلو، مهدی جوادی، رحيم حاجی‌زاده، يحيی خردمند، يوسف درويشی ‌كلش، همايون ‌آقا رضائی اشترنيان بروجرد، مالک رضايی، محمد صاحب‌الزمانی، جواد صبور اقچه كندی، رحيم صمدی لكخورانی، سيدمرتضی عاملی كلخوران، پرويز فرجی، ثريا فروتن‌شاد، غضنفر محبی، علی محمدغريبانی، قاسم محمدی، اسلام مفتح، سيدكاظم موسوی، حسن نوعی ‌اقدم و حسن وفادار ينگجه. بخش اول. کد خبر: ۴۹۲۹. تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۸۶ - ۰۹:۵۰.

منابع

سایبری: تابناک. آی آر.

کتاب خانه ی اسکندر

اسکندر پدرنوروز، نوروز پدر شاه مار، شاه مار پدر موغان لی اوسوب، موغان لی اوسوب پدر قایب علی، فرض علی و مورس علی است. اسکندر بنا به روایت های متواتر از متخصصین علوم غریبه در قونسور بوده است. قایب علی به نقل از  پدر بزرگ خود یعنی شاه مار نقل می کند که بابا بزرگم یعنی شاه مار می گفت: من جوان بودم پدر بزرگم اسکندر که عالم به علوم غریبه بود مُرد. اسکندر ظاهرن قبل از مرگش وصیت می کند برای این که کتاب خانه ی او به دست افراد «نادهیم» یعنی بی دین و بی مسلک نیفتد حتمن پس از مرگش آن را از دست رس این گونه افراد دور نگه دارند. برای همین پدر بزرگم کتاب خانه ی او را بار اسب کرده می برد در «آباس قولی داشدیغی» واقع در قلم رو جغرافیایی قونسور دفن می کند. تا به حال کسی نه توانسته است به بقایای این کتاب خانه در «آباس قولی داشدیغی»  دست پیدا کند. 

مکتب خانه ی قرآنی جُومادی

این مکتب خانه در قبل از انقلاب تخمینن در دهه ی سی به همت اهالی روستای جُومادی در این روستا تاءسیس شد. نوح علی قلی زاده از روستای قونسور کندی مدت های متمادی تدریس در این مکتب  قرآنی را به عهده داشت. استاد نوح علی علی قلی زاده در این مدت توانست شاگردان زیادی تربیت کند. شاگردان نوح علی بعدها خود اداره ی مکتب خانه ی قرآنی جُومادی را به دست گرفته و به تربیت شاگردان قرآنی پرداختند. اکنون طیف زیادی از شاگردان آن استاد قرآنی در جُومادی در قید حیات هستند.

مهندس رحیم حاجی زاده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت 12:31  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 49

خیارکین شهیدلری

ردیف

نام

نام خانواده گی

نام پدر

تاریخ تولد

تاریخ شهادت

محل شهادت

نام روستا

تحصیلات

شغل

1

رحیم

کاظمی

 

1342

23/2/62

پاوه کردستان

خیارَک

 

کشاورزـ کارگر

2

رحیم

فرح بخشی

فیض اله

 

13/8/1362

خاک عرق

    //

 

کشاورز ـ کارگر

3

کاظم

کاظمی

انوشیروان

 

13/8/62

اسلام آباد

//

 

کشاورز ـ کارگر

4

اکبر

فتحی

جان اوغلان

 

 

 

//

 

کشاورز ـ کارگر

5

علی

روح الهی

یادگار

 

 

 

//

 

کشاورز ـ کارگر

6

مرتضی

روح الهی

یادگار

 

 

 

//

 

کشاورز ـ کارگر

7

جعفر

کاظمی

حسین علی

1343

15/8/1362

خاک عراق

//

 

کشاورز ـ کارگر

8

آیت

قارداش خانی

صفرعلی

 

2/5/61

مفقود الاثر

شلمچه

 

//

 

کشاورز ـ کارگر

9

مرد علی

روح الهی

میخوش

 

 

 

//

 

کشاورز ـ کارگر

10

صمد

صمدی خیارک

عوض

 

 

 

//

 

کشاورز ـ کارگر

11

سردار

کرامتی

 

 

 

 

//

 

کشاورز ـ کارگر

 شواَمرَنین شهیدی

ردیف

نام

نام خانواده گی

نام پدر

تاریخ تولد

تاریخ شهادت

محل شهادت

نام روستا

تحصیلات

شغل

1

داود

سبز علی نژاد

ایوب

 

 

 

شیشه گران

 

بسیجی

قونسورون جانبازلاری

ردیف

نام

نام خانواده گی

نام پدر

تاریخ تولد

تاریخ جانبازی

محل جانبازی

نام روستا

تحصیلات

شغل

1

بایرام

حسین زاده

دخیل علی

 

 

 

//

سوم راهنمایی

پاسدار

2

یوسف

خدامرادی

خدامراد

 

 

 

//

پنجم ابتدایی

پاسدار

3

قنبر علی

سعادتی

سعید

1347

62، 63 و 65

هورالهویزه و شلمچه

//

راهنمایی

بسیجی

4

قلعلی

ریاضی زاده

 

 

 

 

//

پنجم ابتدایی

پاسدار

5

رحیم

حاجی زاده

جلیل

1345

60، 63 و 65

خرمشهر، کردستان عراق و فاو

//

دبیرستان

بسیجی و پاسدار

6

علی بالا

مریش زاده

حبیب اللـه

 

 

 

//

 

بسیجی

7

علی اکبر

مریش زاده

حبیب اللـه

1330

 

 

//

 

بسیجی

8

صدیف

قاسمی

یحیی

 

 

 

//

 

بسیجی

9

دولت

زینالی

بخش علی

 

 

 

//

 

بسیجی

10

قادر

اسمعیلی

 

 

 

 

//

 

بسیجی

11

آصیف

جاویدی اصل

 

 

 

 

//

 

بسیجی

12

بگ علی

اسکندر پور

 

 

 

 

//

 

بسیجی

13

برات

خدامرادی

 

 

 

 

//

 

پاسدار

14

فرهاد

مریش زاده

 

 

 

 

//

 

بسیجی

15

جواد

مریش زاده

 

 

 

 

//

 

بسیجی

16

محمد

فیضی

 

 

 

 

//

 

پاسدار

 مهندس رحیم حاجی زاده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1391ساعت 11:46  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 48

دیوان عشقلاتیه(5)

81

قُویون گلدی قوزی نان

اَیاغی نین تُوزی نان

علی بالاشی اؤلدوردولر

اوغلی نان قیزی نان

82

 

آتا عالمده عجب بیر نعمت ایمیش

سایه سی، سایه ده ییرمیش

برکت و رحمت ایمیش  

حیف اُولا گئتدی اَلیمده ن

بو ایشیق لی چیراغیم

هر نفس چَکمه گی

واللاه واریمیش دولت ایمیش

83

آمان ناشی اَلینن

آتماز داشی اَلینن

84

یُولچی دان یُولچی اُولار

شاهدان شاه گَره ک

85

آزگئتدی چوخ گئتدی

اینه بُویی یُول گئتدی

86

به ی اُوغلو دی

کؤپیوغلودی

87

نقده ر یُول گئدیره م دیلده آتا صؤحبتی وار

هامیدان چوخ بو زاماندا آتانین حؤرمتی وار

نه بیلئیدیم آتامون آیریلیغا نییتی وار

کیم دؤزه ر منده دؤزه م بیر بئله هیجرانه آتا

88

آذربایجان آذربایجان

ائی توپراقی لعل و مرجان

89

آدون نه دی تولونگی

ویر شیلینگی

90

گئتسون یُول یاخشی دبر

قاییتسون ائل یاخشی دیر

91

گونو قارا

پولو پارا

92

ثروت یاخچی دی

یاخچی دان یاخچی دی

حالال اُولا

کاسیب یاخچی دی

یاخچی دان یاخچی دی

صبری اُولا

گؤزه ل لیک یاخچی دی

یاخچی دان یاخچی دی

حایاسی اُولا

زَنَن اَُولا

کیشی اُولا

93

بیر شمعی کی حاقدان یانا

هئچ باد ایله سؤنمَز

94

دولت گَلَنده بیلمه گ اُولماز نه نوعیله گَلدی

گئده نده یئددی لای زنجیرله باغلاسون قالماز

95

ایپَک نئجه خار اُولدی

ائششه ک لره جیدار اُولدی

96

اردبیل اوشاغی

قَنو قیراغی

زنجان پیچاغی

شوخلوغ گؤتورمه ز

97

دایانیب دایاق سیز

بُویانیب بُویاق سیز

گَلیب اَلسیز اَیاق سیز

(داغ)

98

آی میللت

چَکمه زحمت

99

باش کند

گؤت کند

100

باش ناظیر

گؤت ناظیر

101

عؤمروم آزدی

دالیم یازدی

102

آغا چیخمادی

باغا چیخدی

103

گَلیره م یاغی کیمین

ساوالانین داغی کیمین

چوباننان ایت سنون

دیل آغیزووی باغلاییرام

تومانین باغی کیمین

104

داش کَسن

باش کَسن

یاش کَسن

باشا چیخماز

105

آی میللت

چَکمه ذیللت

آیدین داشمانلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 12:7  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 47

دیوان عشقلاتیه (4)

61

چاغیردیغون چاغیرووا

بَرک یاپیش سین باغیرووا

ساری یاغ اُولسون

یاپیش سین اؤز باغیرووا

62

اَلین اَلده ن اوزوب

ائششه یی ساپا دوزوب

63

بیر غزلیکی شوریله گَله باشا

کیم آلئی او غزلی بیر لاواشا

64

یاغمادی یاغیش

بیتمه دی قامیش

65

داش داشا

دیرناق داشا

سیز ساواشون

من تاماشا

66

دَلی وار شاخ دیر

دَلی وار قاخ دی

67

آغ قُویون قارا قُویون

باشیمی هارا قُویوم

68

ائشه ده ن اوشه ده ن

ائششه ک باخدی شوشه ده ن

69

ایرَحیم

دیرَحیم

70

دالدان نرگیز

قاباقدان چنگیز

71

خوش آمدی

چرا اَلی بوش آمدی

72

تولکی تُویوغ آپاردی

صوبحه یُووغ آپاردی

73

گئجه قارا

جوجه قارا

74

گئجه ده قارا

هاوادا قارا

75

آرامی قُویون رام اُولسون میری سینن

میری پُوخ یئییر اؤلوسینن دیری سینن

76

هارا دؤنسون ائل یاخچی دیر

هارا دؤنسون یول یاخچی دیر

77

آی دی ناچار آغلاما

گوندی آچار آغلاما

قاپی باغلایان کیشی

اؤزی آچار آغلاما

78

علی ولی پیرعلی

اؤن دؤردی اوندان ایره لی

پامبیغ آتان قُوچ ساتان

ایرحمت لیک سنین آتان

79

من آبباس ایدیم سؤزی دییه ردیم باشدان

موللام نظر ائله سه سو چیخار داشدان

بد نظر قونشودان یاوا یولداشدان

مردین قاپی سینداکی ایت یاخشی دیر

80

چؤره ک سیز اوتاقدان

مئیوه سیز باغدان

گَزمه یه داغین داشین

اُوتی یاخشی دیر

گَزه گَن گلینن

گوله گَن قیزدان

دئیینگَن قاری دان

لُوتی  یاخشی دیر

شِیخ توران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 12:1  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 46

دیوان عشقلاتیه (3)

41

حسن حسن

چؤره ک کَسن

42

نظر آلی

نه خئیری وار

نه ضرلی

43

آللاه داد کرم اَلینده ن

آللاه داد توربنان کَلَم اَلینده ن

44

شاها اؤلوم

شاها ظولوم

45

کئچدی باهار عؤمروموز ایت گیلیفده ن کئچَن کیمی

گئن گیلیفده ن راحات کئچر، دار گیلیفده ن کئچن کیمی

46

دادانیبسان شُوربیا

بلکه بیر گون اُولمیا

47

کئچل آشا دوشوب

ایندی باشا دوشوب

48

پیش دُوور پیشدیه ک

کیش دُوور کیشدیه ک

آغزین آشدی قاشدی

(اُوستوراق)

49

چوخ اَل چَکَرسن باشینا

ایشه ر قاشینا

50

چوخ باخما لوس اُولار

آخیردا ملوس اُولار

51

یا آللاه

اَللی تومن چهارراه

52

بازار

قارنووا آزار

53

آی مؤله مؤله

باخ بیر هوایه

او بی نوایه

آغزین آچیبدیر

رنگی قاچیبدیر

اوستونده خُونچا

آلتیندا یُونجا

من باخدیم  دُویدوم

سن باخ دُویونجا

طبال چال طبلی جنگ هواسین

ایندی بیلر آغزیمین نواسین

54

آغا نظروک

اُونادا دؤزه روک

55

آدام وار آداملارین ناخیشی دیر

آدام وار ائششه ک اُوننان یاخشی دیر

56

آدام وار زره بنزه ر

آدام وار زیرا بنزه ر

57

دیشی توشوک

بیزیم پیشیک

58

یاغدی بالدی

بولارسان بولارسان

اوتارسان

59

دیشی توشوک دانا

ایندی توشوب مئیدانا

60

اوشاغین بیری آزدی

ایکیسی نازدی

اوچی قازدی

دؤردی بازدی

بئشی سازدی

ویردون سازا

باس قازا

ساز نه دی

باز نه دی

مهندس رحیم حاجی زاده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 11:57  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 45

دیوان عشقلاتیه (2)

21

میغان میغان اُولسا

ایکی قویون بیر قوزی

میغان میغان اُولماسا

نه قویون نه قوزی

22

عطایی

باشماغیمین

بیر تایی

23

دوست اودور کی دریا کیمین دُولوب داشمیا

داغلارکیمین آشیب داشمیا

24

سیننون اُولدی آلتمیش

یا اُوردا یاتمیش

یا بوردا یاتمیش

25

وضعیت

تامام اذیت

26

یاتمیشام یاتمارام

میلله تیمی آتمارام

27

قاسیم قاسیم

سنی گؤیده ن آسیم

28

هو الفتاح العلیم

قولاغوون دیبین دَلیم

29

الکوثره

سال پئیسره

30

جلیل

ذلیل

31

انجَزه وعده

بیر کالون نفته

بیر هفته

 صفده

32

نه شرقی نه غربی

سَلمان آباد

ایستئی برقی

33

یاشاسین آغای سوغانی

سوغانینی دوغانی

34

کئچمه نامرد کؤرپوسونده ن

قٌُوی آپارسین سئل سَنی

یاتما تولکی دالداسیندا

قُوی یئسین آسلان سنی

35

مئهدی

هاوا شئحدی

36

خدیجه

بیتلی جوجه

37

اؤلمَز خدیجه

گؤره ر نوه نتیجه

38

دونیا جاواندی بو قوجا، قانماییب

ایندیه جَک هئچ کسه آللانماییب

هئچ بیر چیراغ صوبحه کیمی یانماییب

باش آلتیمیز گاه آلچاقدی گاه اوجا

اؤلوم باخماز جاواندی بو، یا قوجا

39

نئجه راحت یاتیرسان بیر گئجه بیز سیز آتاجان

قوروماز گؤز یاشیمیز هر گئجه سن سیز آتاجان

بیز سنه بولبول ایدوک سنده بیزه باغ و چمن

نئچه بولبول یاشاسین باغ و چمن سیز آتاجان

40

 آنا گئتدون چیراغ سُوندی اؤره ک لرده

محبت لر غمه دؤندی اؤرک لرده

گونَش تک تئز باتدون منی آتدون

اُولان مئهرون یئنه واردی اؤرک لرده

آیدین داشمانلی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 11:47  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 44

دیوان عشقلاتیه(۱)

«دیوان عشقلاتیه» و یا «دیوان اولوسیه» خالقین دیلیجه دئییلن شئعرلردن عیبارت دیر. بو شئعرلرین هانسی بیر کیمسه نین واسیطه سیله دئیلدیینی موعین ائتمه ک تخمینن موممکون ده ییر. آنجاق عصیر لر و نسیل لر بُویی خالقین دیل اَزبری اولان بو شئعرلر گونوموزه قده ر اؤز دیری لیگین قُورویوب ساخلاییب دیر. بو شئعرلرین بیر سیرا سیندا شئعر صنعتی باخیمدان چاتیشمامازلیق لار گؤزه ده ییر. ایمکان قده ر سعی گؤسترمیشیک بو چاتیشمامازلیغی رفع ائده ک. بونلارا باخمیاراق بیرپارا چاتیشمامازلیق لار شئعرین اصالتینی ده ییشدیگینه گؤره اُولدوغو کیمین قالیب دیر.

1

گئتدیم سولئیمان مچیدینه

میللت اوتورموشدو کئچیدینه

شیرین چای چؤره ک وئرئیدلر

بیرده شوربا خوره ک وئرئیدلر

           *     

شیرین چای هاوالاندی

قاشیق دُووره دُولاندی

قند آتداندی دوشدی

قارین پارتدادی دوشدی

           *     

نوخود شوربادا پیشدی

پَمه دُور اَته سیشدی

یئرآلما دئدی قارداش

سؤموک بؤرومو دئشدی

2

بوردان گئتدیم شمسوآرا

ایت لر چیخدی دام دوهارا

یئتیشدیم او پیتی ساتانا

ساتان دئدی گئده ک ناهارا

           *     

دئدیم عمی پیتیده ن نئچیه

دئدی بالا قالسین گئجیه

گئجه گئتدیم یانینا

مزیریغی سالدیم جانینا

           *     

دئدی مزیریغ سنده ن واز گَلسین

پیتی ییه ن پیتیه راست گَلسین

3

گئتدیم گؤردوم اوسوب یاتیب

قولاخ لارین قیسیب یاتیب

بیر تَپیک ویردیم اویانمادی

ائله بیلدیم پورسوق یاتیب

4

باجیم یوخدی باجووا

اَلَک سالیم ساجووا

بئش باتمان اؤپوش چووالی

یُوللاییم خان باجووا

5

آراواد دئدیگون بیر پارچا گولدی

ایچی سوسن دی سونبولدی

اؤپورسن شکردی قتدی

اؤپمورسن زهرماردی دردی

6

سحر سحر گئدئیدیم جوته

من نه بیلیم بو کؤپیوغلی دؤنوبدی ایته

آپاریب لار چووالیندان تُوخومی

خارابا قالسین اُونون قارا شوخومی

7

بختیمین بد کئشدیگینده

شکر آلدیم دوز چیخدی

یای گونو حامامه گئتدیم

بالتا کَسمَز بوز چیخدی

8

گئده ر گَله سی وار

قاه قاه قالاسی وار

قَم پیالاسی وار

اوچار بالاسی وار

(حاجی لئیلَک)

9

طوطی قالیب قارغا غزلخوان اُولوب

سئرچه قرقیا سولطان اُولوب

10

یئری آلدون قالدی

یئری ساتدون باتدی

11

در این دنیای درویشی

قره پول گؤرئی هر ایشی

12

قوشدی هوشدی

اوشدی اوشدی؟؟

13

کیشی، آرواد، اوغول، قیز

منه راءی وئرون هامیز

یئدیگوز چیلوکاباب

باری اُولسون حلالیز

           *     

آرزی گولون درمه دیم

مجلیسه بیر گیرمه دیم

اوتوز ملیون خرجله دیم

اوتوز راءی آلابیلمه دیم

       *     

تئهراندا قالارام من

بیر ویلا آلارام من

دؤرد ایلده ن بیر یول سیزی

یادیما سالارام من

           *     

راءی سالون ساندیق دُولسون

رقیبین رنگی سولسون

قویون کؤهنه ژیانیم

دؤنوب بیرده پرادو اُولسون

           *     

گَلدیم قاپوزا یئنه

اَل وئردی هامی منه

من سیزه وعده وئردیم

سیزده راءی وئرون منه

14

من ....ـمام وکیل لره تایام من

کیم دئییب کی یالانچیام بایام من

هئچ نمنه گَلمه سه ده اَلیمده ن

طبیل کیمین گورولده ره م هایام من

           *     

سیتادیمه گَلمه سه یا کی گَلسه

تسلیت یوللارام کیم اؤلسه

عومور بُویی قارقیشلارام هر کیمی

راءی وئرمه میش شامی یئییب اَکیلسه

 15

سوغان خیار بادیمجان

سنی سئویره م دُویونجان

           *     

مرند خوی آستارا

من قوربانام دوسلارا

           *     

تاوا قازان قابلاما

هامییا بئل باغلاما

           *     

کدو سوغان قیزارتما

منی یاددان چیخارتما

16

بَستینی اَللـه ییر هیرده

رحمان، نیرده رحیم

17

آللاهدان  بیر ناماز

اُونودا شیطان قُویماز

18

ساققالا باخ ساققالا

ایستئییر بیزده ن حق آلا

ائوین یخیلسین مشروطه

جاوانلاری قیردیردی

قیزلار قالدی آغ ساققالا

19

داغیل ائی دونیا داغیل

حیاتیم اُولدی ناغیل

20

سن بادام لاری یغیشدیر

من سالیم چووالا قارداش

صاحیبی بادام گَلَنده

دیرماشاق دوهارا قارداش

عمو تورک علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 11:43  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 43

بازشناسی نام های کهن تورکی در قونسور و مفاهیم آن ها

میسیر

 نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان که در اسناد و مدارک و گزارشات به شکل «میصیر» و یا «مصر» آمده است. «میسیر» در اصل «میزیر» شکل دیگر شده ای از «گیزیر» تورکی در روایت «شاه گیزیر اوُیونو» به معنی «نخست وزیر»، و در روایت «گیزیر میزیر» به معنی وزیر و معاون نخست وزیر، و در روایات کوراوغلو از قهرمانان و فرماندهان، در روایات تورکان قونسور به معنی «داروغه // دارغا» یعنی نگهبان روستا و شهر، در بعضی روایات محلی اردبیل به معنی «دارغالارین باشچی سی// مسئول ارشد داروغه» و «اوردو باشچی سی// فرمانده سپاه» و ... است. هم چنین «میسیری قیلینج // شمشیر مصری» نامی است برای شمشیر کوراوغلو شخصیتی افسانه ای و حقیقی در تاریخِ اسطوره ی تورک. آن چه که از گزارشات کور اوغلو بر می آید: این شمشیر از جنس فولاد سخت بوده دارای اعجاز فوق العاده در مبارزه با ظالمین بوده است. شمشیری است آب دیده که هیچ قدرتی را یارای رو در رویی با آن نبوده پیروز میدان های نبرد و یار و یاور همیشه گی کور اوغلو است.

بازکرد سیکل مفهومی میسیر

م (نشان اول شخص  مفرد در تورکی. اختصار و ایجاز تورک واژه ی «بن//من»)  + یس (شکل دیگر شده ی تورک واژه ی «یز//یئز// ائذ//ائذی// اذ (ی)» بنا به روایت دیوان الغات الترک محمود کاشغری به معنی: مالک، خدا و...) یر (شکل دیگر شده ی تورک واژه ی «ایر// اَر» به معنی: شوهر، دلاور، مبارز، مرد، زن، بچه و...) = میسیر = ایگید لیک تانری سی// خداوندگار مردانه گی. 

وقتی در روایات کوراوغلو می گوییم : «کوراوغلو نون میسیری قیلینجی// شمشیر مصری کور اوغلو» در اصل به تورکی به این معنی است: کوراوغلونون ایگید لیک تانری لیغینا مالیک اُولان قیلینجی // شمشیر کوراوغلو خداوندگار مردانه گی است».

پاپور

نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان که در اسناد و مدارک و گزارشات به شکل «پاپیر» و یا «ببیر» آمده است. «پاپور//بابور» در اصل شکل دیگر شده ای از «بابر» تورکی است. «بابر» در اسناد و مدارک و روایات تورک به معنی نوعی حیوان درنده که از ببر کوچک تر و از آن درنده تر است آمده است.بنا به روایت علی اکبر ده خدا (1) : «بابر» در توركى «ببر» به معنی «حيوان مشهور» یعنی پلنگ است كه بعضى از پادشاهان تورک اين لقب را براى خود برگزيده‌اند. (2). ادريسى آن را يك حيوان قطبى از جنس كاستور مي داند و من گمان دارم كه پلين آن را به آلمانی«ببريس// ببروس Bibris//bebrus» و به لاتینی «بیبار Bibar» خوانده است و گويا در بيش تر زبان هاى شمالى آن را «ببر» گويند. (3). اين كلمه در تورکی باستان به شکل «بؤری» به معنی «بابر» و «گرگ» و در اوستا «بَوِرى» آمده... آن را نيز «وَبَر Fiber» گويند و در سانسكريت «ببهرو» به معنى سرخ تيره «بور» مي باشد...(4). در يكى از فقرات مينوخرد آمده است كه جامه ی ناهيد از سيصد پوست ببر می باشد.(5). ببرازخان: قهرمانى ازبک است مذكور در كتاب «حسين قورد//کورد». بابرى: منسوب به بابر. سلسله‌اى از سلاطين تورکان موغول در هند. موءسس آن ظهيرالدين بابر است. (6).

اَوَز

«اَوَز» نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان که در اسناد و مدارک و گزارشات به اشکال «آیاز»، «ایاز» ، «آیاس» ، «ایاس» ، «ائیواز» ، «ایواز» ، «عیوض» ، «آواز» ، «اَوَز» ، «عوض» و ... آمده است. نام غلام سلطان محمود غزنوی. نسیم، باد خنک. شبنم. (7). بزرگ و پاينده. (8). سحرین سرین یئلی، سازاقلی و قورو هاوا، ایشیق، آیلی، آچیق و بولوتسوز گئجه. (9). تمیز ، روشن،شب زمستانی بسیار سردی که آسمانش صاف و مهتابی باشد. (10).

یئمَن

نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان. در دیالیکت تورکی قونسور به معنی «وار» یعنی «ثروت و دارایی» است. مثال:«یئمَن تومَن// پول مول».

دهَز

نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان. به تورکی به معنی «دنیز» است.

هازار

نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان. شکل دیگر شده ی «آذار» به تورکی به معنی«مردی از طایفه ی تورکان آذ». «آذ» نام ایلی از ایلیات تورکِ تشکیل دهنده ی «آذربایجان» و هم چنین نام دیگر تورکان «هزاره» افغانستان است.

درویش

نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان.

بازکرد سیکل مفهومی درویش

درو (تانری = تاری = تری = ترو) + ایش = درویش = قعلی ائلاهی. مخلوق خداوند.

سولدوز

نامی است از نام های کهن تورکی در تورکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان. در اسناد و مدارک و گزارشات به اشکال «سولودوز» به معنی «سرزمین پر از آب» (11) «سولو» و «دوز » به معنی «هامون پر از آب» (12) «سللی دوز» (13) به معنی «دشت سئیل گیر»، «سولدوز Sulduz» نام طایفه ای از اتراک (14) «سلدوز» ، «سلدوس» ، «سولدوز» ،«سو اولدوز» به معنی «سیاره آب» آمده است.

در دایره المعارف اسلامی مقاله مینورسکی در زیر کلمه ی «سولدوز» آمده است که ناحیه سولدوز را غازان خان در سال 703 قمری به امیر چوپان سولدوز داده است و بر این اساس، وجه تسمیه ی سولدوز از نام امیر چوپان سولدوز گرفته شده است. (15). در لغت نامه ی ده خدا (16) در باره ی این کلمه این گونه آمده است: سلدوز امیر چوپان سلدوز یکی از امرای موغولی بسیار مهم دوره غازان خان است که در زمان الجایتو امیر الامرایی داشت و دختران ایلخان دولندی را در ازدواج درآورده و حیثیت و پاه او به مقامی بود که الجایتو در بستر مرگ، پسر خود ابوسعید را به او سپرد. (17). در بعضی از كتب تاريخي گفته شده در سال 800 هجری قمری امیر تیمور گورکانی هفت ایل تورک زبان را که یکی از آنان ایل سولدوز بوده به نواحی همدان و آذربایجان کوچانده و سولدوز، نام يكی از ايلات تورک زبان مذکور، به شمار مي‌رود كه در مهاجرت به آذربايجان به منطقه آمده ساليان طولانی در اينجا سكونت داشته‌اند و اكنون اين ايل در ناحيه ترابوزان توركيه ساكن هستند و به روايتی نام سولدوز از نام اين ايل اخذ شده است. (18).

امیر حسن کوچک نوه امیر چوپان از قبیله مو غولی سولدوز طی دو نبرد نخجوان 1338 میلادی برابر 739 هجری و نبرد مراغه 1340 میلادی برابر 714 هجری، دسته جلایران را شکست داد. سپس سلسله ی چوپانیان قدرت خویش را در آذربایجان و ارمنستان و در شهر های سلطانیه و قزوین استوار ساخت. بر این اساس محال سولدوز پیش از از زمان استیلای سلسله ی چوپانیان به شمال باختری ایران، نام دیگری داشته و پس از دست یابی این طایفه به این بخش ها باید نام ایل خود «سولدوز» را براین جا گذاشته باشند. (19). «سلدوز// سلدوس// سولدوز» يك كلمه ی توركی و موغولی است در شرح اين كلمه آمده كه: موغولان در زمان يورش به آذربايجان به اين منطقه آمده، این ولایت را مسطح و هم وار، دارای مرتع و چمن زار خوبی به مال، مواشی، و حشم خود يافته از خان و رئيس ايل خود به نام «سولدوز نويان» خواستند كه نامی به اين منطقه به گذارند و او هم نام خود را به اين ولايت گذاشت و آن را «سولدوز» ناميد. سابقه ی نام گذاری منطقه به نام سولدوز تقريبن به هشتصد سال قبل مي‌رسد.(20). (21).

مئی

پسوندی است کهنِ تورکی در اول نام های تورکیِ در قونسور و ولایات ساوالان اَته یی // دامنه ی سبلان. شکل دیگر شده ی «مای» یعنی «ماد» است. «ماد» نام کهن طایفه ای از تورکان است که در اسناد و مدارک و گزارشات به اشکال «مات، مت، مد، مئی، مای، می، مار،ماز، مز، مر، ماه، مان، و... » آمده است. پسوند «مئی» در نام های «مئی خانیم// خانم مادی»، «مئی خوش// ماد خوش رو» ، «مئیدان (22) // از ماد» ، مئی بالی // ماد آتشین» ، «مئی بی // بیگِ ماد» ، «مئی بوللا// بئیگ خدا صفت ماد» ، «مئی بَلی // بئیگ خدا صفت ماد» ، «مئی تی // مِیتی// از ماد» ، «مئی شاد // ماد شاد» ، «مئی جان // ماد کبیر» ، «مئی تان// میتان// از ماد» ، «مئی خان // خان ماد» ، «مئی ران // مِیران// دلاور مادی» ، «مئی زان //مازان// ماد شاءن» ، «مئی یش // مِیش//  قهرمان مادی» ، «مئ یشان// مِیشان//  قهرمان بزرگ ماد» ، «مئ گول //  مِیگول// گل ماد» ، «مئی مند// مِمَند// ماد نجیب// ماد اصیل» ، «مئی مت // مِمَت// ماد نجیب// ماد اصیل» ، «مئی وَت // مِیوَت// از ماد» و... است.

مهندس رحیم حاجی زاده

منابع

1- علی اکبر ده خدا. لغت نامه ی ده خدا.

2- لغات تاريخيه و جغرافيه ی توركى ج۲.

3- دزى ج1 ص ۵۰. 

4- يشت‌ها ترجمه ی پورداود ص ۲۹۹. 

5- خاتون هفت قلعه. تاءليف باستانى پاريزى ص ۲۳۰. 

6- علی اکبر ده خدا. همان منبع.

7- فرهنگ فارسی معین.

8-  سایبری: .http://www.aref91z.blogfa.com.

9- سایبری:  .http://www.pipijomi.mihanblog. com.    

10- سایبری:  .www. Iran – forum. ir.  

 11- مهدی (مسعود) رضوی در کتاب تاریخ ایل قاراپاپاق.

 12- یوسف قهرمان پور. فرهنگ عامه ایل قاراپاپاق. علی خلخالی. نگاهی به شهرستان نقده ( ولایت تاریخی سولدوز ).

13- مهدی (مسعود) رضوی. همان منبع.

14- تاریخ آموزش و پرورش شهرستان نقده. عیسی یگانه به نقل از فرهنگ ترکی به فارسی سنگلاخ. «میرزا مهدی خان استر آبادی».

15- یوسف قهرمان پور. همان منبع.

16- ده خدا. همان منبع.

17- تاریخ عصر حافظ، صفحه 17. عیسی یگانه. همان منبع. تاریخ ایل قاراپاپاق. فرود خسروی چیانه. 

18- علی خلخالی. همان منبع.

19- فرود خسروی چیانه. همان منبع.

20- علی خلخالی. همان منبع.

21- وجه تسمیه سولدوز.اکبر زواری رضائی.سایبری: http:// azrurmia. blogfa. Com. 

22- میدان از نام های باستانی تورکان در روستای شواَمرَن است.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت 8:32  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 42

مجتهد ساوالان حضرت آیت ا... العظمی میر مسلم قفقازی (3)

میرموسلومون مال ـ دارایتی

ایمان علی صفرزاده (قیزیل باش ایمان علی) دئییر: میر موسلومون چوخلو مال ـ دارایت، قویون، مال، آت و... سی وار ایدی. بو مال ـ دارایتی مردوم اونا جد مالی بابتینده ن وئرمیش دیلر.

میرموسلومون آتی

قیزیل باش ایمان علی دئییر: میرموسلومون دوم آغ رنگینده آتی وارایدی. آللاه بو آتا اوقده ر گؤزل لیک وئرمیش ایدی کی ایکی گؤز ایسته ییردی تاماشا ائله سین. آدام آتا باخماقدان دویموردو. آتین گؤزلری خومار، هؤروک لری اوزون، هیکلی دوروشوق لو، یئریشی یُورقا، سینه سی قاباق و... ایدی. اونون یوکسَک سورعتی وار ایدی. بیر گؤز قیرپیمیندا بیرده ن بیره گؤروردون یوخ اُولدو. آدام ائله بیلیردی قوش اُولوب گؤی لره اوچوب دیر. میرموسلومون نیگالای دان قالما بیر آت یَهَری وارایدی. میرموسلوم قارا عبا گئییب قارا عمامه باشینا قویاردی. او بو پالتارلا آغ آتی زینله ییب مینَنده چوخ هئیبت لی و دوروشوقلو گؤرونوردو.    

میرموسلومون اجتماعی خصوصیاتی

قیزیل باش ایمان علی دئییر: میر موسلوم رحمت لیک چوخ دئییب گولن بیر آدام ایدی. او هرده ن بیر گولمه لی مضمون لاردا شئعر اوخویوب مردومی گولدوره ر دی.

قونسوردا قارا یئلین اَسمه سی

میر موسلوم قونسوردا ایکن سَحنه ینن سؤزه گَلَنده، هله کندده ن چیخیب گئتمه میش ایدی. بیر طرفده ن مال ـ دارایتی نین بیر حیسه سین حوسین علی زورلا منیم سه دی. باشقا بیر طرفده ن ده میغانلی لار یئر یورد دا قالان واریوخونو تالاییب داغیتدیلار. نیهایت بو قوجا عارفی اؤلومه تهدید ائتدیلر. میر موسلوم بو حادیثه لره گؤره کند ده ن چیخیب گئتمه قرارینا گلمیش ایدی. کندده ن چیخیب گئتمه میش دوشمان لارینی قارقیش آتیشینه توتدو. او حیرصینده ن عمامه سین یئره چیرپیب آللاه دان اونلارا بلا گؤنده رمه گینی ایسته دی. سونرا یولو باشینا آلیب قونسوردان چیخیب گئتدی. میر موسلومون گئتمه گینده ن بیر آز کئچمه میش ایدی قونسوردا قارا یئل اسدی. ائله ییکی گؤز، گؤزو گؤموردی. بو قارا یئل اهالینی قورخودوب جانلارینا وحشت سالمیش ایدی. بو قارا یئلین پیس خاطیره لری قونسورلولارین تاریخ یادداشیندا سینه دفتری اُولوب آتا بابا سؤزلری یارادیب دیر. میثال ایچون: سَنی گؤروم میر موسلومون قارا یئلی گئده ر گلمه زه آپارسین. اینشاللاه گؤروم سَنون باشوین اوستونده ن میر موسلومون قارا یئلی اَسسین. سَنی گؤروم قاراباخت اُولوب میر موسلومون قارا یئلینه قُووشاسان و...

قارا چارشاب لی خانیم

سریه حاجی زاده دئییر: میر موسلوم قونسوردان چیخیب گئتدیک ده ن سونرا، گئجه لرین بیرینده بیر نفر چارشاب لی خانیم (خانیم فاطمه ی زهرا (س)) بیر نفر قونسورلونون یوخوسونا گلیب اونا دئییر: قونسورلولار منیم بالامی نییه اینجیدیب کتده ن چیخارتدینیز.

قیزیل باش ایمان علی و عارفه داداش دخت دئییر: باری لی مؤله یعنی مؤلوش میر موسلومون اوغول لوغی قونسورا گلمیش ایدی. اویستئییردی قونسوردان اؤکوز آلیب باری کندینه آپارسین. قونسور او زامان لاری اؤکوز دارلیق یعنی اؤکوز تربیت ائتمه صنعتینده چوخ اینکیشاف ائتمیش دی. مؤله گلدی بیزه یم ائویمیزه. آتام ایمام علی صفرزاده ده ن اؤکوز آلماغا. دده م رحمت لیک اونو ناهارا ساخلادی. مؤله ناهار یییئیر دی دده م دئدی: مؤله بیزه میر موسلوم ده ن دئنن. اونون وضعیتی نئجه دیر. مؤله دئدی: گون لرین بیر گون یوخودان دورارکن تئز چای چؤره ک حاضیرلادیم گئدیب میر موسلومون صوبحانه سین وئریب اؤروشده ایشله مه یه گئده م. گلدیم گؤردوم میر موسلوم یاتیب دیر. اؤز اؤزومه دئدیم میر موسلوم هله یاتیب دیر، دوراناده ک من گئدیب ایشمی گؤروب گله ره م. ائوده ن چیخدیم گئده م، گؤردوم بیر قارا چارشاب لی خانیم یولومدا دوروب دیر. او منه طرف اوزون توتوب دئدی: مؤلوش منیم بالاما چای چؤره ک وئرمه میش گئدیرسن؟. من قاییتدیم ائوه یئنه ده گؤردوم میر موسلوم یاتیب دیر. بو حادیثه اوچ دفعه تکرار اولدی. نیهایت من ایشه گئتمه گی بوشلاییب گلدیم ائوه. بیر آزدان سونرا میر موسلوم یوخودان دوروب منه سالام وئریب دئدی: مؤلوش قارا چارشاب لی خانیمی بیلدون کیم ایدی؟. منده دئدیم: یوخ. دئدی مؤلوش او منیم آنام زهرا (س) ایدی. اوچ دفعه سنی یولدان قایتاردی کی منیم بالاما چای چؤره ک وئرمه میش گئتمیه سن.  

کوفه کافیرلری

میرموسلوم رحمت لیگ اؤلنده اوغول لوغی مؤلوشه دئییر: مؤلوش منی باری نین قبیرسان لیغیندا باسدیرمایان. باری لی لار «کوفه کافیرلری» دیرلر.

میرموسلومون برکتی

عاریفه داداش دخت دئییر: میر موسلوم قونسورا گَلدی، قونسور آشدی داشدی. میر موسلوم قونسوردان گئتدی، قونسور وئرانا قالدی.

سولتان حوسین و میرموسلوم

سولتان حوسین  قونسورون آدلی سانلی خواننده لرینده ن بیری ایدی. اونون سئحیرلی بیر سَسی وار ایدی. او قَملی و کدرلی اوخویاندا داغی داشی آغلاداردی. ایللربُویی کئچمه سینه باخمیاراق هله ده کی هله دیر سولتان حوسینین اوخوماغی اؤره ک لرده یادیگار قالیب، دیللرده اَزبَر اُولوب دیر. سولتان حوسینین سَسی اؤلمه یه ن بیر ایلاهی سَس ایدی. سولتان حوسین اوخویاندا رحمت لیک میر موسلوم همیشه دونوخا گئدیب عبانی باشینا چَکردی و خیمیر خیمیر ایچینی چَکیب آغلایاردی.     

آیدین داشمانلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت 9:43  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی41

سنگ نبشته ی قونسور

بنا به روایت بیگ علی دادش دخت فرزند ایمام علی صفرزاده، در منطقه ی «قوزئی گول» از قلم روی روستای قونسور کندی سنگ نبشته ای به خط میخی وجود داشته است. این سنگ نبشته به اندازه ای بوده که یک مرد میان سال به راحتی می توانسته آن را برداشته جا به جا کند. جنس این لوح، از سنگِ سیاه روغنی بوده و در مسیر راه تراکتور رو قرار داشته است. بیگ علی می گوید: به دفعات دیده است در هنگام فرو رفتن تراکتور در گل ولای مسیر مذکور، سنگ را زیر چرخ های تراکتور می گذاشته اند تا تراکتور را به کمک آن از گل ولای موجود بیرون بیاورند. سال ها این لوح سنگی در آن منطقه بوده اکنون از آن هیچ خبری نیست. 

سنگ واره های قونسور

بنا به روایت علی ضامن صفرزاده فرزند قیزیل باش ایمان علی، به کرات سنگ واره یعنی فسیل های حیوانات در قلم رو سرزمینی روستای قونسور مشاهده شده است. قونسور از نظر سنگ واره ها دارای منابع غنی و پربار است. اغلب روستائیان در هنگام مشاهده ی فسیل های حیوانات، به طمع این که در داخل آن ها طلا وجود دارد فسیل را با پتک و سنگ های محکم می شکسته از بین می برده اند. بیش تر فسیل های موجود در قونسور به خاطر عدم اطلاع رسانی علمی و فرهنگی سازمان های متولی عملن با این شیوه های نا مبارک از بین رفته اند.

سنگ های گران بها در قونسور

مشاهدات متخصصین و پیدایی گونه های متنوع و مختلف از سنگ های گران بها در قلم رو سرزمینی روستای قونسور نشان گر آن است که قونسور دارای منابع غنی از سنگ های گران بهاست. در قدیم الایام بعضی از اهالی قونسور طیفی از این سنگ ها را شناسایی کرده با کار روی آن، آن ها را به شکل منجوق، النگو، گردن بند و... در می آورده اند. سنگ های گران بها در قونسور برای درمان نیز کاربرد داشته اند. کاربرد درمانی سنگ ها در قونسور امروزه نیز به قوت خود باقی است.

سنگ نمادها در قونسور

سنگ نمادها گروهی از سنگ ها هستند که به جهت خصوصیات ویژه اشان از آن ها به عنوان سمبل جغرافیایی ـ اجتماعی، دینی و... استفاده می شود. این سنگ ها دارای حکمت ویژه ای از نظر تقدس، شکل ظاهری و ساختمانی، کهن سالی، قدمت، حوادث، دین و... غیره  بوده اند. این سنگ نمادها عبارتند از:

ایلدیریم ویران داش

«ایلدیریم ویران داش» سنگ فوق العاده بزرگی است که در «بایرام قولی یوردی» در روستای قونسور واقع است. آن چه از گزارشات بر می آید در ازمنه ی خیلی کهن در یکی از روزها، باران تند به هم راه رعد و برق منطقه را فرا می گیرد. رعد و برق به منطقه ی «بایرام قولی یوردی» اصابت می کند. این رعد و برق باعث مرگ و میر گله های زیادی در منطقه شده سنگ را نیز مورد اصابت قرار می دهد. این سنگ  طوری مورد اصابت رعد و برق قرار می گیرد که علی رغم سنگینی و بزرگیِ فوق العاده اش از جاهای مختلفی سوراخ می شود. از آن زمان تا به حال این سنگ به عنوان نماد جغرافیایی ـ اجتماعی به «ایلدیریم ویران داش»  معروف است.     

آت نال نیشان داش

«آت نال نیشان داش» سنگی معمولی بوده که یک نفر به سختی می توانسته آن را بلند کند. این سنگ دارای نشان «آت نالی// نعل اسب» بوده است. «آت نال نیشان داش» در «سرداوا یولی» در روستای قونسور واقع بوده است. اهالی معتقد بوده اند این سنگ دارای نشانی از «قوربانی اُولدوق لاریمدان (عصرین پیغمبرلرینده ن) بیری» است. «قوربانی اُولدوق لاریمدان (عصرین پیغمبرلرینده ن) بیری بوردان آت نان کئچنده، آتین اَیاق نالی نین ردی داشا دوشوب اورادا قالیر بو همان داش دیر» یعنی «زمانی کی یکی از کسانی که قربانش به رَوَم (منظور پیامبر عصر بوده است.) از این جا با اسب رد می شده نشان نعل پای اسبش در این سنگ حک شده است. این سنگ همان سنگ است.». این سنگ را «پیر» می دانسته اند. در اعتقاد اهالی قونسور «پیر» مرد عارف و مستجاب الدعوه و یا «قوربانی اُولدوق لاریمدان (عصرین پیغمبرلرینده ن) بیری» بوده است. اگر شخصی حاجتی داشت می توانست با توسل به آن حاجتش را رفع کند. خانیم های حامله اعتقاد داشتند در هنگام حامله گی اگر به توانند این سنگ را بلند کنند فرزندشان پسر می شود. دختران دم بخت برای باز شدن بخت ازدواجشان  به این «پیر» نذر می کرده اند. این نذرها اغلب در روز های پنج شنبه برای زائران دیگری که به زیارت پیر می آمده اند احسان می شده است. در قبل از انقلاب جستجوگران غیرقانونی گنج های زیر زمینی می آیند قبر پیر را می کَنند گنج ها را به هم راه سنگ موبوطه با خود می برند.

شئتی داشی

در جنگی که بین روستای قونسور و خیارَک تخمینن در اوایل دهه ی 1330حکومت پهلوی دوم صورت می گیرد. طرفین در پشت سنگ های بزرگ سنگر گرفته از سلاح های جنگی و اسلحه های آتشین بر علیه هم دیگر استفاده می کنند. در هنگام تبادل آتش بین طرفین، یک نفر از اهالی خبارَک به نام اوسوب کشته می شود. خبر جنگ مسلحانه قونسور و خیارَک به ژاندارمری اردبیل می رسد. نیروهای ژاندارمری وارد میدان شده آتش بس را برقرار می کنند. در حین برقراری آتش بس متوجه می شوند که یک نفر از اهالی خیارَک به نام اوسوب توسط افراد مسلح قونسور کشته شده است. بدنبال آن فرمانده ژاندارمری، فرمان دستگیری افراد مسلح قونسور را صادر می کند. افراد مسلح قونسور از ترس ژاندارمری به کوه ها فرار می کنند. روستای قونسور توسط نیروهای زاندارمری اشغال می شود. پیرمردان و پیر زنان توسط افراد ژاندارمری مورد ضرب و شتم قرار گرفته جوان ها از ترس روستا را خالی می کنند. احشام اهالی قونسور توسط خیارَکی ها به غارت گرفته می شود. ترس وحشت ناکی روستا را فرا می گیرد. زن و بچه، پیر و جوان، دختر و پسر و... همه مثل بید می لرزند. خبر می رسد که حسین علی را به جرم قتل اوسوب دستگیر کرده اند. بعد ها حسین علی به همین جرم به مدت 8 سال در زندان می ماند.

در این اثنا یکی از اهالی روستا اخبار حوادث را به بال اوغلان پدر سوغات که در زمان جنگ در صحنه ی نبرد حضور نداشته گزارش می دهد. ترس وجود بال اوغلان را فرا می گیرد. بال اوغلان که از چرای احشام می آمده سر به صحرا می گذارد و از ترس فرار را برقرار ترجیح می دهد. از قضا در حین فرار،بال اوغلان را رگبار تند باران فرا می گیرد. مستاءصل می ماند که به کجا فرار کند ناگهان چشمش به سنگ بزرگ معروف به «شئتی داشی» می افتد و می رود زیر سنگ قائم می شود تا هم از دست ژاندارم ها در امان باشد و هم از دست رگبار تندِ باران. بال اوغلان ساعت ها در زیر سنگ می ماند و استراحت کاملی می کند بعد از ته دل آهی کشیده می گوید:« شئتی داشی دده م ده بوخئیری وئرمه میش ایدی». یعنی سنگ شئتی پدرم نیز حتا چنین خیری به من نه داده بود. از آن زمان «شئتی داشی» به عنوان سنگ نماد در قونسور سر زبان ها می افتد.

موللا داشی

«موللا داشی» سنگی است در موسَللا واقع در قبرستان روستای قونسور. این سنگ در ازمنه ی قدیم به عنوان منبر موللا مورد استفاده قرار می گرفت. هنگامی که بارش باران بیش از حد می گذشت و یا به علت نه باریدن باران، خشک سالی مردم را تهدید می کرد موللا بر بالای آن سنگ رفته دعا می کرد مردم نیز در موسَللا یعنی پایین منبر ایستاده آمین می گفتند. از آن زمان این سنگ در قونسور به عنوان نماد سمبولیک مورد استفاده مردم است.

دَوه داشی

«دَوه داشی» سنگی بوده در قلم رو جغرافیایی قونسور. این سنگ به جهت آن که به «دَوه» یعنی «شتر» شبیه بوده به آن «دَوه داشی» می گفته اند. از این گونه سنگ ها که به نام حیوانات و حتا انسان مثل: چوبان داشی، گلین داشی و... خوانده می شده اند هنوز هم در دامنه های ساوالان موجود هستند و زیاد به چشم می خورند.

بؤیوک داش

«بؤیوک داش» سنگی است بزرگ و نمادین که در نقطه ی میانی «آشاغی یول» در قونسور واقع است. این سنگ مورد احترام و حرمت اهالی است.

شِخ توران              

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1391ساعت 12:9  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 40

سولتان حوسین

سولتان حوسین  قونسورون آدلی سانلی خواننده لرینده ن بیری ایدی. اونون سئحیرلی بیر سَسی وار ایدی. او قَملی و کدرلی اوخویاندا داغی داشی آغلاداردی. بیرگون رحمت لیک سولتان حسین اؤروش ده ایشله یه ـ ایشله یه اوخویورمیش، شای سَوَن لر سؤروینَن کؤچ ائده نده اونون سَسینی ائشیدیب دئییرلر: اَده اَل ساخلا سولتان حوسین اوخویور، قوی سولتان حوسین نین اوخوماسی قورتارسین سونرا یولوموزا داوام ائده ریک. سولتان حوسین اوخویوب قورتاراندان سونرا شای سَوَن لر بیر لیک ده قاییدیب دئییر لر: آللاه ساخلاسین سس ده ییر کی آللاه وئرگی سی دیر. تاری بلالاردان قوروسون.

سولتان حوسین نین اصلی و کرم آدیندا ایکی اوشاغی وار ایمیش. کرم قَفیل آزار توتوب اؤلور.کرم اؤلنده سولتان حوسین نین سَسی توتولور و اوخویا بیلمه ییر. نیهایت ده گئدیب سو ده ییرمانی نین «دُووزدوقوندا» دایانیب باشلاییر  قَملی قَملی حَزین اوخوماغا. سولتان حوسین نین کرمین اؤلومونده اوخوماغی داغلارا داشلارا یازیلیب ابدی لشیر. ایللربُویی کئچمه سینه باخمیاراق هله ده کی هله دیر او اوخوماق اؤره ک لرده یادیگار قالیب، دیللرده اَزبَر اُولوب دیر.

سولتان حوسینین سَسی اؤلمه یه ن بیر ایلاهی سَس ایدی. سولتان حوسین اوخویاندا رحمت لیک میر موسلوم همیشه دونوخا گئدیب عبانی باشینا چکیب خیمیر خیمیر ایچینی چَکیب آغلایاردی.      

اون گون لوک یُولو بیر گون ده  گئتمه ک

قونسورلو موللا نوراللانین قهرمان آدیندا بیر اوغلو وار ایمیش. او عمی سیله باکی دا فهله لیگ ائدیب اونون لا بیرلیک ده یاشاییرمیش. بیر گون موللا نوراللا ائوه گلیب آروادینا دئییر: آرواد قهرمانین باشیندا بیر ایش وار. ائحتمال او باکی دا اؤلوب دیر. من ایسه قونسوردان گئدیره م باکی یا، آللاهین امودویلا آخشام باکی دا اُولمالییام. آرواد دئییرکی: موللا نوراللا قونسوردان باکی یا هئچ اُولماسا اون گون لوک یول دیر. سن بو اون گون لوک یولو نئجه بیر گونده گئدیب یئتیشه بیلرسن. موللا نوراللا دئییر: آللاهین اومودیلا بو ساواد منی آخشاماده ک باکی یا آپارمالی دیر. ائله ده اُولور. سحر چاغی قونسور دان چیخیب آخشام اوستو باکی یا یئتیشیب گؤرور اوغلو یعنی قهرمان ناخوش لاییب اؤلوب دیر. اونو باکی دا کفن دفن ائتدیک ده ن سونرا یئنه ده بیر گون عرفه سینده قونسورا قاییدیر. موللا نوراللا ساوالان اَته یی نین بؤیوک عالیم لرینده ن بیری همیده «طی طریق» علمینه و عملینه عاریف اُولان بیر کیمسه ایمیش.   

قونسور فولکلورو

بل بلی بل جان

بل کئچی جان

شوم آغاجی

شوتور کئچی

قُوز اغاجی

قُوتور کئچی

هاپبان  هوپبان

ییریل ییرتیل

سو ایچ قورتول

*     *     *

اینه اینه

اوجو دومه

موتالا موتال

تَرسه موتال

یاغ آتار

قویماق توتار

آق قوشوم

آغارچینیم

یوق قوشوم

 گؤیرچینیم

ویر ناغارا

چیخ قیراغا

روایت ائده ن: محمد علی اسکندر پور (پُولی).

قیرخ گیروانکا دوگونو یئدیلر و دویمادیلار

بیرینجی روایت:

قونسور تُوی شن لیک لری نین بیرینده اوچ نفرده ن عیبارت یعنی: دهَز، نایب علی و عزیز آغا بیر اوتورومدا قیرخ گیروانکا دوگونو یئییرلر. آخیردا توی صاحیبی گؤرور بونلارین قارین لارینی دُویوردا بیلمیه جَک، ساری یاغی تؤکوب دوگویه اونلارا وئریر. نیهایت ده ایکیسی دُویوب چَکیلیر دالیا آنجاق دهز یئمه گه ایدامه وئریر. دئیلن لره گؤره: دهز او آندان بَری ناخوشلاییر و ائله او ناخوش لوقلا دا اؤلور.

ایکینجی روایت:

نجف قولی، شوکور و سالاح ایرحمت لیک و بیر نفر شواَمرَن لی، گیلانین چوبار شهرینده بیجاردا یعنی دوگو اَکی نینده ایشله یه نده قیرخ گیروانکا پیشیریلمیش دوگونو بیر ائونه یه یئییرلر. آخیردا سُوروشاندا کی نه تَهَر اولدی: دئییرلرکی: علییّون ایدی... ائی ... کئچیندوک دای... یعنی پیش ده ییر ایدی. هر گیروانکا 400 قیرام، دئمه ک 40 گیروانکا 16 کیلو اُولور میش.

هئلله نه هئلله نه گئده ن گیرده کان

شواَمرَن لی اسرافیل اسدی دئییر: بیر ده نه گیرده کان «هئلله نه ـ هئلله نه» اؤزی گئدیب دولتین قاپیسینا دوشه، بیر لشکر فیل اَل ـ اَله وئره اونو اوردان چیخارا بیلمه ز.

دایی

قونسورلولار اؤز دیللریجه «روس لارا» و تولکونون دیلیجه جَنَوارا «دایی» دئییرلر.

رقاص لار

قونسوردا رقاص لار علی بالاش، به ی لر و سُوزی دان عیبارت ایمیش. سُوزی اوغلونون تویوندا اَلی اوستونده همیده باشی اوستونده اوینایارمیش.

شِیخ توران

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 12:21  توسط تیمور تورک ائللی  | 

سال دوم شماره ی 39

امان خان بخشی بیگی

امان خان بخشی بیگی از سرداران و فعالان فرقه ی دموکرات آذربایجان در منطقه ی ساوالان بود. دو نفر از افراد فرقه از روستای شیشه گران به نام های: بال اوغلان محمدی و فتیش نعمتی محافظان همیشه گی وی بوده اند. امان خان از نیک نامان فرقه بود. همین نیک نامی باعث لغو حکم اعدام وی توسط ارتش پهلوی شد. در گزارشاتی که در خصوص کشته شده گان فرقه دموکرات آذربایجان در هنگام هجوم ارتش پهلوی به دولت فرقه در سال 1325 هجری شمسی منتشر شده است اغلب امان خان بخشی بیگی شیشه گران و فرزندش را جزو  کشته شده گان فرقه منظور کرده اند. در گزارش موءسسه مطالعات و تدوین تاریخ اردبیل «.http://tarikheardabil.blogfa.com.» در  خصوص امان خان بخشی بیگی  شیشه گران و فرزندش چنین آمده است: «80 - اَمَن خان بخشي بگی. اَمَن فرزند آقا كيشی در سال 1273 هجری شمسی در شيشه گران اردبيل متولد مي گردد در سال 1321 به تشكيلات سياسی بر مي گردد و 6سال صدر شيشه گران و قرا اطراف می شود. حاجی احمد مالك بسيار سعی نمود كه وی را از مبارزه باز دارد. اَمَن بعد از سال 1324 در تربيت دسته های فدائی كوشيد با پسرش در خلع سلاح پادگان مشگين شهر دست داشته و در تشكيل كميته سُمَرين (سومَرین) و باري (باروق) جديت كرده است و از طرف كميته اردبيل مورد تشويق و مدال 21 آذر داشته است بعد از سال 1325 كشته می شود.».

آن چه که از گزارشات بر می آید ظاهرن  اسامی امان خان بخشی بیگی و یکی از فرزندان وی در جریان حمله ی ارتش پهلوی به آذربایجان در زمان شکست دولت فرقه ی دموکرات آذربایجان در لیست اعدام ارتش پهلوی بوده اند. اغلب این افراد به جر چند نفر از جمله امان خان بخشی بیگی و فرزندش، بقیه توسط عمال پهلوی اعدام می شوند. با این حال افراد کثیری نیز اعدام شده اند که مطلقن در لیست منظور نه شده اند. این لیست ها بدون هر گونه بررسی های علمی و تاریخی پس از جمع آوری گزارشات مورخین در ایران و آذربایجان تکمیل و منتشر می شود. در تکمیل این گزارشات، گروه های متعددی از جمله: حزب توده، فدائیان، ساواک، کمونیست ها، سلطنت طلبان و... مشارکت داشته اند. بنابراین هرکدام از آن ها به وسع توانشان این مطالب را جمع آوری و در نشریات متعدد آن عصر و یا پس از آن بدون هیچ تجزیه تحلیلی منتشر کرده اند. تحقیق های میدانی مبیّن آن است که یقینن تعداد اعدام شده گان فرقه در آن زمان بیش از آن است که در اسناد منتشر شده است. بنابراین پرونده ی اعدام شده گان فرقه نیازمند تحقیق و تفحص و در نهایت آنالیز جدیدی است. تا ابعاد و زوایای مبهم  این قسم از تاریخ آذربایجان کشف و منتشر شود. یکی از ابعاد و زوایای مبهم این پرونده «گزارش اعدام» امان خان بخشی بیگی شیشه گران و فرزندش در هنگام هجوم ارتش پهلوی به آذربایجان است.

امان خان بخشی بیگی شیشه گران در هنگام مرگش در روستای شیشه گران در سال 1365 هجری شمسی تخمینن 90 سال داشته است. قبر امان خان در روستای شیشه گران موجود است. با احتساب این گزارش تولد امان خان بخشی بیگی به تقریب سال 1275 هجری شمسی بوده است. امان خان در عنفوانی جوانی خویش (در 20 ساله گی) در سال 1295 هجری شمسی در زمان «توروکاست// نسل کشی تورکان// اَشکارلیق» به باکو مهاجرت و در آن جا به شغل کارگری می پردازد. پس از گذشت مدتی به محل سکونت خویش در روستای شیشه گران مراجعت می کند. با گرد آوردن گروهی از آشنایان و اقوام خویش دوباره برای کار به باکو می رود. این بار به عنوان یوزباشی پیمان کار پروژه های عمرانی، تولیدی و تجاری بازرگانی در جاهای مختلف باکو به کار مشغول می شود. امان خان کم کم با محافل سیاسی و  انقلابی در باکو که در شرف مبارزه بر علیه تزاریسم بود آشنا می شود. در سال 1305 هجری شمسی (در 30 ساله گی) با سَلمی خانیم از پیش قراوالان مبارزه با تزاریسم از روستای باباش کندی جمهوری آذربایجان آشنا می شود. و پس از اندکی با ایشان ازدواج می کند. سَلمی زنی بوده زیبا رو، خوش اندام، خوش گفتار، سخن گو، سخن دان، باسواد، سیاست مدار، مدیر، مدبر، آشنا به سیستم های مبارزات اجتماعی.  محمدعلی اسکندر زاده معروف به پُولی می گوید: چهره ی زیبا و متین سَلمی با دندان های طلایی اش  او را زبان زَد خاص و عام در روستاهای منطقه کرده بود.

امان خان از سَلمی خانیم 8 فرزند به نام های: باباش، حاجی بابا، حسین آغا، علی آغا، اکبر آغا، خانیم و... داشته است. پس از شکست فرقه هم سر امان خان بخشی بیگی یعنی سَلمی خانیم  هرچه تلاش می کند که به تواند امان خان را با خود به جمهوری آذربابجان به بَرد امان خان به هیچ روی به رفتن به جمهوری آذربایجان رضایت نه می دهد. سَلمی خانیم در مقابل مقاومت امان خان به او متذکر می شود که اگر فرار نه کند حتمن توسط ارتش پهلوی اعدام خواهد شد. امان خان علی رغم احتمال اعدامش از فرار به جمهوری آذربایجان خودداری می کند. و در جواب سَلمی خانیم می گوید: فرار در شاءن امان خان نیست هرچند هزار بار او را به خاطر تفکر، اندیشه و ایمان و اعتقادش به کُشند. امان خان تصمیم بر ماندن گرفته است و می ماند. در نهایت سَلمی خانیم تمامی فرزندان خویش را برداشته به جمهوری آذربایجان مهاجرت می کند. سَلمی خانیم بنا به مصلحت در جمهوری آذربایجان به دروغ به دولت گزارش می دهد که شوهر و پسرش در وقایع فرقه توسط ارتش پهلوی اعدام شده اند. این گزارش مصلحتی مبنای تاریخ نویسان آذربایجان و ایران قرار می گیرد. بر اساس این گزارش شوهر و پسر سَلمی خانیم توسط دولت کمونیستی آذربایجان به عنوان «آذربایجان خالق شهیدی» شناخته می شود. این گزارش باعث ترقی و پیش رفت فرزندان سَلمی خانیم در آذربایجان می شود. دولت برای سَلمی خانیم و فرزندانش معاش یعنی حقوق ویژه ای منظور می کند. این مسئله در هنگام فروپاشی شوروی وقتی یکی از فرزندان امان خان از جمهوری آذربایجان برای دیدار تنها برادر نا تنی اش به روستای شیشه گران آمده بود مشخص می شود.

پس از فرار هم سر و فرزندان امان خان بخشی بیگی به جمهوری آذربایجان، امان خان در خانه ی خویش بست می نشیند و منتظر فرمان اجرای حکم اعدام می شود. ارتش برای دستگیری و اجرای فرمان اعدام وی وارد عمل می شود. امان خان بدون هیچ مقاومتی برای اجرای حکم اعدام اعلام آماده گی می کند. در این اثنا مردم محل، شیوخ و علمای روستاهای هم جوار، ریش سفیدان، خوانین و... به نماینده دادستانی شاه اظهار می دارند که: امان خان در زمانی که در فرقه در اوج قدرت بود غیر از خدمت به مردم و مملکت هیچ کار ناشایستی انجام نه داده است. بنا براین از دولت تقاضا می کنیم به پاس مردم داری امان خان ایشان بخشیده شوند. مراتب به استاندار وقت آذربایجان گزارش داده می شود. در نهایت ارتشیان بدون هیچ گونه توضیحی مبنی اعلام بخشوده گی و یا عفو نام برده و ... منطقه را ترک می کنند و در هنگام ترک منطقه به ریش سفیدان می گویند مشکلی نیست اعدام نه می شود. امان خان پس از گذشت مدتی با دختری از روستای قونسول کندی به نام «سَرین گول» ازدواج کرد. از سرین گول تهنا یک پسر به نام امین آغا داشت. سرین گول فرزند محمد حسین تقی زاده و شیخ احمدلی تزه گول بود. سرین گول خواهر فیرَنگول هم سر محمد علی اسکندر پور معروف به پُولی است. امان خان پس از لغو حکم اعدامش، تا آخر عمر خویش به عنوان یک ریش سفید اجتماعی در روستای شیشه گران باقی ماند. در هیچ یک از دسته جات سیاسی و اجتماعی اعم از: انجمن روستا، هیئت ریش سفیدان، انجمن اسلامی روستا، پایگاه مقاومت بسیج و... مشارکت نه کرد.

محمد علی اسکندر پور معروف به پُولی باجناق دوم امان خان می گوید: امان خان دلاور مرد نامی ایران و آذربایجان بود. او همیشه در کارهایش جدیت داشت. اهل شوخ طبعی نه بود. قیافه ی قوی جثه ای داشت. اهل ترس نه بود اگر تصمیم به کاری می گرفت حتمن آن را انجام می داد. آدمی باسواد، اهل ذوق، شاعر مسلک، ریش سفید، میانجی گر و آشتی دهنده ی افراد با هم دیگر و... بود. هم خودش هم زن اولش سَلمی خانیم به سه زبان تورکی، روسی و فارسی تسلط کامل داشت. سبیل های کلفت و چنگیزی امان خان به او هیبتی مقتدرانه چون پهلوانان نامی داده بود. مردم وقتی او را می دیدند می گفتند: به سبیل هایش نگاه کُن. «بیغی» یعنی سبیلو، مردی چون کور اوغلو و قاچاق نبی می مانَد. امان خان در اوقات بی کاریش اغلب از شرح حال زنده گی مردم روسیه صحبت می کرد. در ضمن صحبت هایش گاهی ایران را با آن ها مقایسه می کرد. مردم روستای شیشه  گران ، خیارَک ، سومرین، باری و قونسور کندی هنوز هم که هنوز است از او به نیکی یاد می کنند و می گویند: امان خان بیلیجی کیشی ایدی یعنی امان خان مرد حکیمی بود. امان خان از هم سُلفان، هم فکران و هم قطاران سردار میر علم محمدی قونسور کندی بود.

عمو تورک علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 12:3  توسط تیمور تورک ائللی  |